تبليغاتX
تفریح و سرگرمی و ...
Google
 

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 22:8  توسط کوشا  | 

ناسا در هشداري اعلام كرد كه يك توفان خورشيدي كه در سال 2012 به زمين مي رسد موجب خواهد شد كه برق تمام دنيا خاموش شود.
به گزارش خبرگزاري مهر، در هشدار ناسا و آكادمي ملي علوم آمده است كه ميليونها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتيجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام يخچالها، تلفنهاي همراه و ماهواره ها خاموش مي شوند.
از ماه دسامبر فعاليت خورشيد به آهستگي روبه افزايش مي رود. نيروي مغناطيسي اين ستاره هر 11 سال يكبار به نقطه اي مي رسد كه در آن پيك پديده هاي فورانهاي خورشيدي و پرتاب تاجهاي خورشيدي بزرگ مشاهده مي شود. اين پديده ها منجر به آزاد شدن ميزان زيادي انرژي و تشعشعات مي شود. اين فورانها مي تواند به زمين نيز برسد و منجر به ايجاد توفانهاي ژئومغناطيسي زمين شود
.
اتمسفر زمين مي تواند از اين برخوردها خود را مصون نگه دارد اما خسارات جدي را بر روي ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي روي زمين وارد مي كند.
ستاره شناسان اين پديده ها را از سال 1859 رصد كرده اند. در آن زمان يك توفان ژئومغناطيسي ويژه در خطوط تلگراف اروپا و آمريكا اختلال ايجاد كرد. در ماه مي 1921 توفان ديگري بسياري از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقيانوس اطلس خارج از استفاده كرد.
در گزارش 132 صفحه اي ناسا و آكادمي ملي علوم آمده است: "انرژي برق كليد فناوري جامعه مدرن امروزي است و تمام زيرساختها و سرويسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال 1859 امروز اتفاق بيفتد به طور حتم خسارتهاي اجتماعي و اقتصادي وسيعي برجاي خواهد گذاشت."
براساس گزارش نيوساينتيست، در سال 1989 شش ميليون نفر در كبك كانادا به مدت 9 ساعت به سبب يك توفان ژئومغناطيسي كه 10 برابر ضعيف تر از توفان سال 1921 بود بدون برق ماندند. اگر حادثه اي مشابه آنچه كه در سال 1921 رخ داد تكرار شود تعداد افراد بدون برق به 130 ميليون نفر افزايش خواهد يافت و تكرار حادثه اي مشابه سال 1859 كه بسيار قويتر از توفان 1921 بود دو هزار ميليارد دلار خسارت وارد خواهد كرد.
به گفته دانشمندان ناسا، پيك بعدي اين توفانهاي خورشيدي بين سالهاي 2012 و 2013 خواهد بود كه جامعه علمي هنوز بر سر شدت فعاليت خورشيد در اين دوره جديد به توافق نرسيده اند.

tichismor

۱۳۸۸/۸/۱۴, ۰۴:۳۱ عصر

پایان دنیا در سال 2012 ؟!
ظاهرا، دنیا در 21 دسامبر سال 2012 به پایان می رسد! بله، درست متوجه شدید! یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد! دیگر برای شغل آینده ی خود برنامه ریزی نکنید! بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگی تان را هرآنطور که می خواهید بگذرانید. اکنون شما ۲ سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 19:54  توسط کوشا  | 

ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه...!

 

يه خر ميپرسن: راسته كه تركها خر هستند؟ خره ميگه يه مذاكراتي شده ولي ما زير بار نرفتيم!

به تركه ميره استاديوم تو استاديوم همش بالاسرش نگاه ميكرد بهش ميگن بنده خدا چرا مسابقه رو نمي بيني ميگه : ايلده دنبال كلمه زنده ميگردم

دوتا غضنفر تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن اولي ميگه پاشو دومي نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم

یه روز یه ترك و یه اصفهانی و یه تهرونی رو میخواستن اعدام كنن بهشون میگن :
سه نوع اعدام داریم = گیوتین ، طناب دار و تیر باران
شما باید یكی از اینها رو انتخاب كنین .
تهرونیه میگه : منو با گیوتین بكشین هیچی نفهمم .
سر تهرونی رو میذارن زیر تیغ گیوتین تا تیغ میاد پایین دم گردنش گیر میكنه و تهرونیه آزاد میشه .
اصفهونیه هم میگه : من رو هم با گیوتین اعدام كنین و با ز هم تیغه گیوتین گیر میكنه و اون هم آزاد
میشه .
بعد نوبت تركه میشه و میگه :
این گیوتین كه خرابه …منو تیر باران كننید . !!!

غضنفر تاكسي سمند مي خره سه تا مسافر سوار مي كنه. اولي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار تركه مي پرسه سمند داري؟ مي گه نه مي گه پس بشين. دومي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار مي پرسه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. سومي مي گه من سمند دارم، نگه دار. تركه مي گه پس بگو ترمزش كدومه؟

سه نفر خونشون برق نداشته , تصميم مي گيرند از خيابون برق بدزدند, بعد از مدتي دو دقيقه به دو دقيقه برق خونشون ميره! اگه گفتي چرا؟ چون برق را از چراغ راهنمائي دزديده بودند.

به يه تركه ميگن چرا قبض اب وبرق را دوست داري؟ ميگه چون پشتش نوشته مش ترك گرامي!

آقا یه نظر بذارین دلم نپوسه !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 22:29  توسط کوشا  | 

جوادترين اسم:در اين زمينه هيات داوران به علت انبوه اسامي كار دشواري را پيش رو داشت اما پس از رايزني هاي فراوان از ميان شير علي،قلي ،انريكو و ثابت جايزه به اسم قباد اهدا شد

جوادترين سرگرمي:داوران در اين بخش از ميان دوردرجا،چت،تك چرخ،قليون و منچ جايزه را مشتركا به چت و قليون اهدا كرد

جوادترين ساز:نامزد هاي اين بخش گيتار،بوق بيابوني،كمونچه ،گيتاربيس و سه تار بود كه داوران محترم جايزه را لايق گيتار دانست

جوادترين خواننده غير مجاز سال: در اين قسمت هيات داوران با تقديم ديپلم افتخار به حسن شماعي زاده،جايزه جو اد بلورين را با اكثريت ارا به داوود بهبودي تقديم كرد

جوادترين البوم سال: تنها قسمتي كه داوران بدون هيچگونه اختلاف نظر به نتيجه رسيدند....البوم ديوونه منصور

جوادترين اهنگ سال: در حالي كه همه نفس ها در سينه حبس شده بود تيم داوري با تقديم ديپلم افتخار به اهنگ نون ودلقك جايزه اصلي را به علي رضا عصار و اهنگ خيال نكن نباشي...

جايزه ويژه:در اين قسمت به خاطر يك عمر فعاليت جوادي و گسترش مسلك جواد جايزه ويژه به عباس قادري اهدا شد.قادري در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود به روي صحنه امد و در ميان شور و حال عرفاني مردم جايزه را دريافت كرد

جواد هاي مطبوعات: جوايز با دقت تمام اهدا گرديد...روزنامه خبر ورزشي،ستون پنجره نقره اي و امير مهدي ژوله در بخش هاي جواد ترين نشريه و ستون و نويسنده به حق خود رسيدند

جواد ترين گزارشگر سيما: در حالي كه به علت شايسته بودن همه ميرفت كه كار به دعوا بكشد جايزه به جواد خياباني اهدا گرديد.جواد پس از دريافت جايزه گفت: اين جايزه را كه حاصل يك عمر تلاش ميدانم به استادم اسكندر كوتي تق ديم مينمايم.در ضمن من شريك تجاري مهندس نيستم

جوادترين سايت سال: هيات داوران ضمن سپاس از سايت پندار، به علت گرافيك واستانداردهاي كامل جوادي جايزه را به سايت چلچراغ پيشكش كرد

جوادترين كتاب سال: داوران در اقدامي عجيب جايزه را مانند سال گذشته به اقاي مهندس براي كتاب اهنگ براي موبايل تقديم نمود.كتابي كامل كه در ان انواع اهنگ ها از موتزارت و باخ گرفته تا ويرون بشي اي دل و بدنام وپلنگه موجود است تا روي گوشيتان(????) نصب و از نواي رويايي ان لذت بريد

جوادترين صحنه سال: صحنه اي كه شهرام خان ناظري با ان سيبيل خاص!! و عينك قرمز در تلويزيون ظاهر شد و شعر فردوسي را در ميان بهت همه ما اشتباه خواند(پي افكندم از نظم كاخي بلند..كز اب و اتش!!!!!!! نيابد گزند

جوايز بخش هاي جانبي: داوران جواد بلورين را به عمو رحيم به عنوان شيريني فروشي ،حس ن روباه به عنوان جواد قهرمان،تكيه كلام(جونه تو سالاره)،مانتو خفاشي در بخش پوشاك، ادكلن بيك،لاستيك وكفش سفيد،يخ در بهشت وخاكشير(مشتركا) براي نوشيدني گوارا اهدا شد

جوادترين فوتباليست سال: مهمترين جايزه..خيلي ها دوست داشتند جاي اين برنده رويايي بودند.به همين دليل داوران نفر برگزيده اين بخش را براي افزايش هيجان در انتها اعلام نمودند.نيكبخت واحدي در حالي كه تل قشنگش را با ان چسب دماغش ست كرده بود جايزه را دريافت كرد.در حالي كه اكثريت يوزپلنگ هاي سالن را بغض و گر فرا گرفته بود

بيانيه هيات داوران با صداي بهرام شفيع قرائت شد و در ان ارزو كردند كه سالي مملو از جواد و بدور از هرگونه تيتيش باشيم.شفيع نيز به علت برگزاري موفق مراسم به شدت از سوي حضار تشويق شد

و سرانجام رييس دائمي هيات داوران در ميان فرياد هاي مردم براي نصيحت پشت ميكروفون تشريف فرما شدند. مسعود خان كيميايي حرف هاي مهمي ايراد كردند كه به علت تكراري بودن بي خيال
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 22:0  توسط کوشا  | 

سینا : مامان جان یه خواهش می کنم و یه چیزی می خوام ولی تو قبول نکن !

مامان جان : چیه پسرم بگو شاید قبول کردم !

سینا : نه مامان جان قول بده قبول نمی کنی

 مامان جان : حالا بگو شاید شد !

سینا : نمی خوام بشه

 مامان جان : خوب بگو !

سینا : من از شما می خوام و خواهش می کنم اجازه بدید قولکمو به خاطر کمک به غزه بشکنم شما اجازه نده !!

مدرسه گفته بود از مادراتون اجازه بگیرید و خواهش کنید برای کمک به غزه قولک ها شکسته بشه .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 19:26  توسط کوشا  | 

همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت
" از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 19:25  توسط کوشا  | 

در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي كرد كه سالها بچه دار نمي شد. او نذر كرد كه اگر بچه دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!

روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد. پس از پايان كار، هنگامي كه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.

روز سوم يك مهندس ايراني به او مراجعه كرد. در پايان آرايشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.

حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه منظره اي روبرو شد؟
فكركنيد. شما هم يك ايراني هستيد.
.
.
.
چهل تا ايراني، همه سوار بر آخرين مدل ماشين، دم در سلماني صف كشيده بودند و غر مي زدند كه پس اين مردك چرا مغازه اش را باز نمي كند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 19:23  توسط کوشا  | 

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 19:19  توسط کوشا  | 

مسئولین یک موسسه خیریه متوجه شدند که وکیلی پولدار در اصفهان زندگی می کند و تاکنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.
مسئول خیریه : آقای وکیل ، ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردار هستید ولی تاکنون هیچ کمکی به خیریه نکرده اید. نمی خواهیددر این امر خیر شرکت کنید.
وکیل میگه : آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردند ، متوجه شدند که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله ، هفته ی پیش درگذشت و در طول آن سه سال ، حقوق بازنشستگی اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی داد ؟
مسئول خیریه با کمی شرمندگی: نه نمی دانستم خیلی تسلیت می گویم.
وکیل : آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید ، فهمیدید که برادرم در تصادف هر دو پایش را از دست داد و دیگر نمی تواند کار کند و زن و بچه دارد و سال هاست خانه نشین است نمی تواند از پس مخارج زندگیش براید؟
مسئول خیریه با شرمندگی بیشتر : نه نمی دانستیم ، چه گرفتاری بزرگی...
وکیل : آیا در تحقیقاتشان متوجه شدند که خواهرم سال هاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تامین هزینه های درمانیش قرار دارد؟
مسئول خیریه که کاملا شرمنده شده بود گفت : ببخشید ، نمی دانستیم این همه گرفتاری دارید.
وکیل : خوب حالا وقتی که من به اینها یک ریال کمک نکرده ام ، شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 19:16  توسط کوشا  | 

روزی روزگاری یک زن قصد میکنه یک سفر دو هفته ای به ایتالیا داشته باشه... شوهرش اون رو به فرودگاه می رسونه و واسش آرزوی می کنه که سفر خوبی داشته باشه... زن جواب میده ممنون عزیزم ، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟
مرد می خنده و میگه : "یه دختر ایتالیایی"
زن هیچی نمیگه و سوار هواپیما میشه و میره ... دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمی گرده ، مرد توی فرودگاه میره استقبالش و بهش میگه : خب عزیزم مسافرت خوش گذشت؟
زن : ممنون ، عالی بود!
مرد می پرسه : خب سوغاتی من چی شد؟
زن : کدوم سوغاتی؟
مرد : همونی که ازت خواسته بودم... دختر ایتالیایی!!
زن جواب میده: آهان! اون رو میگی؟ راستش من هر کاری که از دستم بر می آمد انجام دادم! حالا باید 9 ماه صبر کنم تا ببینم پسر میشه یا دختر؟

نتیجه گیری مهم این داستان :

هیچ وقت سعی نکن که یک زن رو تحریک کنی! اون ها به طرز وحشتناکی باهوش هستند!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 19:14  توسط کوشا  |